دفتر غزلهایم
مترسک
شدم مترسک باغی که کلاغهای نترسیده
هنوز دورو برم هستند وَ میوه های پلاسیده
درخت سایه ی من هرگز در آفتاب نمی رقصد
که برگ و شاخه ی خشک اش را نگاه تیز ِتبر چیده
به چشم ساده ی خوش بینم که آرزوش عدالت بود
کلاف ِساحره ، ماری شد به دور ِمعجزه پیچیده
نمازخانه ی دردم شد دلی که: پر شده از کینه -
- نیازمند حقیقت بود و از خدا نهراسیده -
شکوه رفته به خوابم را چگونه بی تو کنم بیدار
شده هزاره ی دوم که به جرم بدرقه خوابیده
به لطف چشمه ی خورشیدُ حریر برفی باران زا
امید رویش نو بستم به بذرهای چروکیده
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
ممنون که آمدی
ممنون که آمدی
تا در مسیر رفتن ِما عشق ناپدید
شد، با هجوم باد مخالف که می وزید
بذر درخت تازه شدن بارور نشد
تا گاو پسگرا ی زمین داشت می چرید
در ذهن باغ ، زخم مترسک نشسته بود
وقتی کلاغ قصه به هر شاخه می پرید
حتی حباب هم نشده ، محو شد خیال
از بس کشید صورتی از ماضی بعید
وقتی که سایه ها همگی پابرهنه اند
گوش من و تو پر شده از لرزه های بید
ممنون که آمدی نفسم داشت می گرفت
پشت غروب پنجره ی خیس و نا امید
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
لینک شعرم در مجله ی ادبی هجوم
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
آدامس فلسفه با طعم تلخ منطق
آدامس فلسفه و با طعم تلخ منطق
آدامس فلسفه در بسته های کاغذی و غروب دائمی مرغهای پر کنده
صدای صامت ریزش که نقطه چین شده یی سقوط کرده به پایین کوه پرونده
چه تلخ شد شکلاتی که طعم منطق داشت فقط به خاطر اینکه نمیشناسندش
چقدر بی سر و ته شد نگاه صفحه کلاچ به حس خستگی جا نرفتن دنده
شکسته های خیالی که باورش رفته به زیر چرخ توهم گرفته ی ذهنش
و قبض روح شده بعد ازاینکه می بیند شکوه مهریه او را نموده راننده
فرار کردن پروانه های بیچاره که پیله ها قفس باید است بر تنشان
اگرچه خصلت ابریشمی شدن دارند ولی به جرم پریدن همیشه بازنده
چقدر داخل و اطراف جاده تاریک است و خط کشی نشده بد مسیر سرگردان
نگو بخاطر اینکه فقط دوپا داری شدی نجیب تر از هر خدای بخشنده
نگفته ها همه از من نوشته می خواهند چگونه ثبت کنم نانوشتنی هارا
چقدر گریه بکارم به چشم این کاغذ که تیغ آه بریده گلوی خواننده
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
شکست از دوری
شکست ِ از دوری
بیا بیا که شکستم داد نبرد دائم این دوری
چقدر چای بریزم در نگاه خسته ی این قوری
هوای ابری پاییزم فقط گرفته نمی ریزم
و قطره های شباویزم نمی چکند که اینجوری
شدم حکایت گردابی که غرق کرده مرا در خود
که دست فاصله پیچیده سرم به پیچک انگوری
بزن به زخمه ی ناسازم نظام پرده ی سازم باش
و کوک کرده و بنوازم شبیه قطعه ی سنتوری
خدای حوصله تب کرده و لرزه ها کدئین خورده
چقدر بی تو کم آورده دچار ِ حالت مخموری
تمام ترس من از این است که با حضور تو دلتنگی
مرا به گریه بیاندازد بدون علت و منظوری
و بیت آخر این قصه بدون هیچ دلیلی بود
نگو که حکم غزل این است و یا بخاطر مجبوری
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
حضور ماندگار
حضور ماندگار
احساس می کنم به خدا با حضور تو
نزدیکتر شدم و به لطف شعور تو
هرجا خداست عطر تو هم در وجود من
پر می شود بخاطر لطف عبور تو
هر لحظه ام به رنگ نجیبت درآمده
خورشید گونه است نشان ظهور تو
نقشی شدم که شکل تمنا گرفته است
در قلب پاک آینه ی بی غرور تو
زیباترین ترنم یک عاشقانه یی
وقتی که باعثش شده درک مرور تو
حالی که در صلابت موسیقی من است
تنها بداهه یی است درآغاز شور تو
ای بهترین گواهی گویای عشقم از
آگاهی بدون منم های نور تو
بــا نبض ثانیه ضربــــان نیاز من
در قید حالتی است هماهنگ جورتو
دیگر مجال گفت و شنودی نمی دهد
دیـــدار مــــاورای فیزیک بلور تو
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
زادروز یک قدیس
زادروز یک قدیس
همیشه با منی اما هنوز دلتنگم
برای داشتنت با همیشه در جنگم
برای اینکه بگوید چه حالتی دارم
کتاب ِواژه ندارد زبان فرهنگم
چه حال و روز عجیبی است با تو بودنها
در آسمانم و انگار همچنان لنگم
تویی که پیرهنی از بهار می پوشی
به اینکه خصلت پاییز برکَند رنگم
دوباره زاده مرا مادرانه ی عشقت
که حس معرفت از تو گرفته آهنگم
تمام جلوه ی تو از خداست می دانم
درون آینه ی قلب مملو از زنگم
رسیده یی که همیشه مراد من باشی
زمردی شده از ذات مریم ات سنگم
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
شعور شعر
شعور شعر
لبی که از تو بگوید غزل نهال وجودش
شراب شعر الهی شده حلال وجودش
چه افتخار بزرگی نصیب بند گی اش شد
کسی که قید خدا را نموده مال وجودش
عزای قافیه دارد فقط برای سرودن
همان که فکر ردیف است در خیال وجودش
خمیر مایه قالب اگر درست نباشد
چگونه شکل بگیرد نشان کال وجودش
ضرورت است یقین به وجود جبر و اراده
برای حل معما نه احتمال وجودش
نگارخانه ی هستی گرفته رنگ تعلق
به جلوگاه شکوهی از اتصال وجودش
بریز بیت و بندی تو از سروده ی حکمت
به جام شعر شعورم و اختلال وجودش
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
کمـــال
کمــال
اگر بگویم بمان همیشه که با تو باشم زیاده خواهم
بدان که مبنای اختیاری اگرچه تنها تویی پناهم
تو بهترین شکل انتظاری به روی هر بومی از کشیدن
و خوشترین رنگ ماندگار از نگاه نقشی خدا گواهم
شده پل ارتباطی ما نهایت حس عاشقانه
که باعث کل کائنات است و درک آن انتخاب راهم
تمام ذرات بودن من به گفتگو با تو می نشیند
که جز تو حرفی نمانده باقی نه بر زبانم نه در نگاهم
ستاره ی بخت من رسیده به اوج بی حّد آسمانش
وسر به مهر زمین کشیدم برای شکرت به سجده گاهم
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
خاطره ی ماندگار شب
خاطره ی ماندگار شب
صدای آمدنت را سکوت شب فهمید
و ماه تاکه تورادیدروبه من خندید
ستاره ها همه با گامهای تو همراه
که داشت روی زمین غرق ناز می رقصید
پر از نیاز تو بودم و چشم در راهت
که نبض بوسه ی قلبت به گوش من پیچید
چه لرزه های شدیدی گرفت پاهایم
همینکه دست ِمشام ِمن از تنت گل چید
پناهگاه ِوجودم تمام آغوشت
شد از صداقت حسی که در نگاهت دید
هزار ، بیت ِغزل از تبسمت می ریخت
به روی دفتر شعری که از تو می پرسید
رسید صبح و تو رفتی و بعد تا امروز
ندارم از تو خبر هیچ و آه از خورشید
کتاب خاطره غش کرده است از آن شب
که تا به حال چنین عاشقانه یی نشنید
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
چـــــرا ؟
چـــــرا ؟!؟!؟!
با اینکه نزدیکی به من فرسنگها دوری چرا؟
هستی کنارم هم اگر انگار مجبوری چرا؟
وقتی نگاهت می کنم ، با ماهی حوض دلت
توی خیال دیگری همواره در توری چرا؟
دیگر ندارم باورت پژمرده ی کالم نکن
در چیدنم از قلب خود بدجور ناجوری ، چرا ؟
این دست و آن دستش نکن آسوده حرفت را بزن
هنگام صحبت کردنت بیهوده رنجوری چرا؟
بوی خیانت کردنت توی مشامم پر شده
ازبسکه وقتی می رسی دنبال بلغوری ،چرا ؟
حتی برایم ارزشی دیگر ندارد ماندنت
از پیش چشمانم برو دنبال دستوری چرا ؟
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
هبوط
هـبوط
ای فلسفه ی واقعه ی بود و نبودم
پیوسته به تو وصله شده بند وجودم
ای منطق با قاعده ی عشق حقیقی
پژواک حضور تو شده گفت و شنودم
ای حکمت مطلق که شدی باعث هرچیز
تا پلک زدی من به جهان چشم گشودم
ای آگهی ذهن من اندازه ی قطره
از وسعت دریایی ات این بوده حدودم
مس ماندم و عشق تو فقط گَرد طلا را
در مایه نپاشیده به هنگام فرودم
حالا چه کنم با نفَس آه گرفته
در آینه ی خاکی خود وقت سجودم
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
خاموشی
خاموشی
خبراز خودم
ندارم
شده تا همیشه خاموش
من و مشعل وجودم
و
به خاطرت فراموش
فقط از تو دور بودن
نشده
تمام دردم
نشَنیدن از تو
کرده
کر و لالم از بناگوش
مَیَعان آه من را
تو
به گونه می چکانی
به بخار دل
همینکه
برسد
به نقطه ی جوش
تو به سینه ام
شدی حک
و
به باورم
زمانی
که چنان
گرفته بودم
همه حجم تو
درآغوش
و روند این غزل
تا
به کجا
ادامه دارد ؟
که اگر
بگویم الآن
تو بدان
که رفتم از هوش
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
پانسمان رسیدن
پانسمان رسیدن
یا خون بهای خودخوردنم را ازتو نگیرم
چسب سکوت لبهای سردم کرده عفونت
که، پانسمانی از بوسه هایت را ناگزیرم
سبزینه های باغ رهایی زردی گرفته
خورشیدش آخر رگ می مکد تا وقتی اسیرم
یک بار دیگر بامن بیا تا آزاده باشم
شاید که فردا حتی نبینی حس اخیرم
خودخواهی ام را باید ببخشی ای بهترازمن
دهلیز عشقت اجبار سختی شد در مسیرم
خدارو شکر
خدارو شکر
خدارو شکر که با من همیشه می مانی
وگرنه هر نفسم بی خود است مجانی
پلی که بین دلم با خداست بی تردید
تویی و علت آن را خودت نمی دانی
شکوفه های نگاهت بهار دائم من
چه در هوای بد و گرم یا زمستانی
شبیه جلوه ی خورشید می شوی حتی
به زیر چادر شبهای سرد ِ بارانی
نمازخانه ی قلبم نماد بودن توست
که سر گذاشته بر سجده گاه ربانی
عبور ثانیه ها با حضور تو تند است
چه خوب بود اگر که نمی شدند آنی
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
امشب - اگر - شاید
امشب - اگر - شاید
امشب اگر بیایی و اینگونه سر کنی
- چشم تمامِ پنجره ها را- که تر کنی
زیر نگاه خواهش ماه و ستاره ها
حتی برای ثانیه یی هم گذر کنی
وقت ِعبور ِچرخ ِخیال ِشبانه ام
یک بار هم اگر شده با من سفر کنی
هنگام پخش ِمستندِ عاشقانه ام
گاهی به آن سکانسِ " تمنا" نظر کنی
شاید دل تو سوخت برایم و دفعه یِ
دیگر برای بودن با من خطر کنی
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
ایستگاه سرگیجه
ایستگاه سرگیجه
مرور می شوم ولی گناه ِتازه می کنم
مدام ازدوباره اشتباه ِتازه می کنم
چقدر خسته می شوم و از روند دائمی
که برهمین دوگانگی نگاه ِتازه می کنم
پناهگاه فلسفه شکنجه گاه می شود
به منطق شکسته یی که گاه ، تازه می کنم
حضور اختلاف شد دلایلی که در سرم
همیشه از وجودشان گواه ِتازه می کنم
چگونه ؟ بگذرم ازین هزارتوی بی نها
یتی که در قضاوتش کلاه ، تازه می کنم
و در عبور از مسیر باید و نبایدی
که تا به خود رسیدن ایستگاه،تازه می کنم
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
به دست خود کفنم را بپیچ و در حریر کن
به دست خود کفنم را بپیچ و در حریر کن
بلور تنُگ دلم را تو خردو خاکشیرکن
بریده شیر وجودم اگر شده پنیر کن
شرایطم شده دردی که می کشم بخاطرت
بیا و مابقی ام را تو از دوباره قیر کن
تمام روز و شبم شد تناوب دوگانگی
میان این همه اما شدم نماد "گیرکن"*
به بند کرده تنم را جنون بی تعادلی
نگاه سنگی خود را به من در این مسیر کن
در انتهای خیابان قسمتی که ساختی
اگرچه می دوم اما مرا بکوب و زیر کن
حک ام بکن به تن سنگ تیره یی ولی فقط
به دست خود کفنم را بپیچ و در حریر کن
* گیر کن = به معنی گیرکننده استفاده شده است .
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
ایکاش می شد بخت را واکسینه کرد
ایکاش می شد بخت را واکسینه کرد
-روح مرا زندانی ِخود کرده در بند جنون
انگار دارد می کـَند مغر مرا با نیشگون
بیزارم از همراهی و دردآفرینی هایتان -
ای لحظه های بی خود ِ تاریک و سرد و بد شگون
از بس که تنها مانده ام با سایه حرفم می شود
آیینه چنگم می زند با چشمهای غرق خون
دیوار ذهنم پر شده از عکسهای مثل هم
از متن های ثابت و اشعار پشت کامیون
با نقشه های دائم در رفتنم لبریز شد
ظرف شکستم پشت هم سمت رهایی تاکنون
ایکاش می شد بخت را از بند بیماری جدا
کرد از زمان کودکی مانند واکسیناسیون
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
زمستان
زمستان
زمین هم مثل من از روی اجبار
دوباره رفته در لاک زمستان
سفر آغاز شد باید ببندم
برای رفتنم ساک زمستان
تو از پاییز می خواندی برایم
که نافرجام بوده قسمت ما
ولی امروز فهمیدم که باید
بریزم بر سرم خاک زمستان
میان ماندن و رفتن همیشه
ستیزی بوده و پایان ندارد
ندارم هیچ راهی هم برای
فرار از دست چالاک زمستان
تمام وحشتم تنها شدن نیست
ندارم طاقتش را تا ببینم
که تیغ یأس قلبم را بریده
به حکم تیز کولاک زمستان
.
.
.
صدای بوق ماشینی که آمد
برای بردنم بدجور پیچید
به گوش من که فریاد بلندم
شده پژواک غمناک زمستان
خدا حافظ بهار جاودانم
جدایی ابتدای راه عشق است
اگر چه فاصله انداخت بین
من و تو جبر سفاک زمستان
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
رویای ازدواج
رویای ازدواج
آسمان سقف خانه ام بود و
فرشی از عشق رختخوابی که ..
در خیالم تِلیت می کردم
نان خالی بدون آبی که ...
برگهای درخت ، مجانی
دفتر شعرهای من می شد
خود نویسم گُلی که پژمرده
خُرد و مخلوط با لعابی که ...
گاهگاهی مرور می کردم
لحظه های قشنگ فردا را
توی ذهنم ستاره می رقصید
می شدم مست از شرابی که...
از پدر یاد می گرفتم که :
دوست باشم بدون خودخواهی
با گذشتی که می کنم حتی
شاد باشم از انتخابی که ...
در خیالات غوطه ور بودم
تا رسیدم به خانه ی بختم
پنبه شد هرچه رشته بودم با
سرعت باد پر شتابی که
تلخ شد با تمام شیرینی
زندگی در دهان امروزم
مشکلاتی جدید پیش آمد
در دلم ریخت اضطرابی که
سقف رویایی خوش انگارم
ریخت بر واقعیت حالا
خواب عشقی که دیده ام قبلن
هست تعبیر آن ، سرابی که ..
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
لعنت به زنگ ساعتم
لعنت به زنگ ساعتم
حتی به لبهای تو یک ، لبخند هم تلخیده نیست
انگار اینجا هیچ کس بر گریه اش خندیده ، نیست
پیوندها ی محکمی از عشق می بینم فقط
در واژه نامه ها چرا ؟ معنایی از "رنجیده" نیست
خط وفا بی نقطه چین تا بی نهایت می رسد
بوی خیانت ذره یی توی هوا پیچیده نیست
دزدی تجاوز خودکشی قتل و گدایی مرده اند
دنیای پشت پرده ها بر چشم ها پوشیده نیست
رسم عدالت کاملن دارد رعایت می شود
وقتی که حق مردمش در زیر پا مالیده نیست
حتی خدا را با یقین بی واسطه حس می کنم
زیرا وجود مطلقش بر دیگری نامیده نیست
افسوس خوابم پاره شد لعنت به زنگ ساعتم
با گریه می دانم کسی مانند من نالیده نیست
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
نقاشی
نقاشی
هرگز بدون تو دلم با سبز نقاشی نشد
حوض خیالم ماهی اش همرنگ با کاشی نشد
فواره ی چشمان من وقتی که رفتی باز شد
یک لحظه اما تاکنون راضی به کم پاشی نشد
کفپوش زرد صورتم دیگر همیشه خیس بود
چون دست من از خستگی مشغول فراشی نشد
افتاده بر روی زمین بومی که رویایش شدی
افسوس حتی نقطه یی دیگر از آن ناشی نشد
مانند سنگی سفت شد حالا خمیر ذهن من
مخلوط آب و چسب هم کردم که... ؛ " گو آشی " ، نشد !
من ماندم و فواره و حوض و مجال زندگی
هرچند عشقم لایق تقدیم پاداشی نشد
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
آرزو
آرزو
یخ ستاره بسته شد کنار ماه آرزو
گرفته رنگ یاس را غم نگاه آرزو
هوا هوای برده گی گناه سرسپرده گی
کدام دست در بغل شود پناه آرزو؟
چه بوده در خیالمان که خورده اینچنین زمین
سوار اسب باوری که شد سپاه آرزو
نگاه انتظارمان چه بی بهانه خسته شد
که خواب مانده همچنان به صبحگاه آرزو
نشان اقتدار ما که با گذشته دفن شد
نتیجه ی سکوت بود و اشتباه آرزو
دل از نه و نمی توان اگر کـَند رها شود
کسی که نا امید شد خدا گواه آرزو
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
با رنگ قرمز می کشم دور تو ماژیکی
با رنگ قرمز می کشم دور تو ماژیکی
بازیگری استاد در ژانر رمانتیکی
مجذوب نقشت می شوی بسیار تکنیکی
در فیلم های تو سیاهی لشکرم اغلب
با فرم ثابت از سکانسی توی تاریکی
وقتی شکار تو شدم هرگز نفهمیدم
روی هدف آماده ی هرگونه شلیکی
بازیچه ی دست تو بودم سالها ، حالا
با رنگ قرمر می کشم دور تو ماژیکی
غیر از بدی در ذات تو چیزی نمی بینم
دیگر چرا هی بیخودی دنبال تفکیکی ؟
زیبایی ات دیگر پشیزی هم نمی ارزد
هرچند داری بهترین ماسک پلاستیکی
گمشو برو ، چون لایق بدتر ازین هایی
لعنت به تو لعنت به آن لبخند ماتیکی
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
آزادی
آزادی
بریده سایه ی تیغت گلوی خواب آزادی
که قرمز شد لباس روشن مهتاب آزادی
به اشک کودکی در انتظار آب می ماند
حباب گریه ها بر گونه ی بی تاب آزادی
نشاط شعله ور در آزمون خواستن یخ زد
فقط عکسی شده انگار پشت قاب آزادی
چه بی انگیزه تــرشد شوق پرواز کبوترها
شکسته بالشان را شاید این قصاب آزادی ؟!
فضا تسخیر شد .جا مانده ایم انگار از دنیا
" هنوز اندر خم یک کوچه " در پرتاب آزادی
رهآورد ی که با خود داشت این مجموعه ی چندم !...
شبیه " بی خیالش " بود و زد زیرآب آزادی
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
ساز مخالف
ساز مخالف
ساز مخالف می زنی سبکت چه وحشتناک شد
مضراب احساست چرا نسبت به من هتاک شد؟
چنگ نگاهت می زند بی وقفه چشم خواهشم
انگار نتهای من از قلب تو کلن پاک شد
آنقدر فریادم زدی با زخمه های محکمت
در رفته کوک طاقتم بدجورر قلبم چاک شد
بی پرده حرفت را بزن من گوش هستم کاملن
هرچند مدتهاست "من" توی وجودت خاک شد
آهنگ شاد بودنت در گریه هایت گم شده
سهم من از این سمفونی یک قطعه استهلاک شد
▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀
ثبت شده در سایت شعر نو
http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html
نظرات ()