زادروز یک قدیس

زادروز یک قدیس

 

 

همیشه با منی اما هنوز دلتنگم

برای داشتنت با همیشه در جنگم

 

برای اینکه بگوید چه حالتی دارم

کتاب ِواژه ندارد زبان فرهنگم

 

چه حال و روز عجیبی است با تو بودنها

در آسمانم و انگار همچنان لنگم

 

تویی که  پیرهنی از بهار می پوشی

به اینکه خصلت پاییز برکَند رنگم

 

دوباره زاده مرا مادرانه ی عشقت

که حس معرفت از تو گرفته آهنگم

 

تمام جلوه ی تو از خداست می دانم

درون آینه ی قلب مملو از زنگم

 

رسیده یی که همیشه مراد من باشی

زمردی شده از ذات مریم ات سنگم

 

 

▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀

ثبت شده در سایت شعر نو 

http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html

 


/ 2 نظر / 23 بازدید
مریم بمی

کاااااااااااااااااااااااااااااش بودی عماد