هبوط

هـبوط

 


ای فلسفه ی واقعه ی بود و نبودم
پیوسته به تو وصله شده بند وجودم

ای منطق با قاعده ی عشق حقیقی
پژواک حضور تو شده گفت و شنودم

ای حکمت مطلق که شدی باعث هرچیز
تا پلک زدی من به جهان چشم گشودم

ای آگهی ذهن من اندازه ی قطره
از وسعت دریایی ات این بوده حدودم

مس ماندم و عشق تو فقط گَرد طلا را
در مایه نپاشیده به هنگام فرودم

حالا چه کنم با نفَس آه گرفته
در آینه ی خاکی خود وقت سجودم




▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀

ثبت شده در سایت شعر نو 

http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html

 


/ 0 نظر / 10 بازدید