لعنت به زنگ ساعتم

لعنت به زنگ ساعتم

 

حتی به لبهای تو یک ، لبخند هم  تلخیده نیست

انگار اینجا هیچ کس بر گریه اش خندیده ، نیست

 

پیوندها ی محکمی از عشق می بینم فقط

در واژه نامه ها  چرا ؟ معنایی از "رنجیده" نیست

 

خط وفا بی نقطه چین تا بی نهایت می رسد

بوی خیانت ذره یی توی هوا پیچیده نیست

 

دزدی تجاوز خودکشی قتل و گدایی مرده اند

دنیای پشت پرده ها بر چشم ها پوشیده نیست

 

رسم عدالت کاملن دارد رعایت می شود

وقتی که حق مردمش در زیر پا مالیده نیست

 

حتی خدا را با یقین بی واسطه حس می کنم  

زیرا وجود مطلقش بر دیگری نامیده نیست

 

افسوس خوابم پاره شد لعنت به زنگ ساعتم

با گریه می دانم کسی مانند من نالیده نیست

 

▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀

ثبت شده در سایت شعر نو 

http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html



/ 1 نظر / 11 بازدید
سامره حمیدیان

خیلی زیبا و دردمندانه سروده شده بود . ممنونم از اشعار زیباتون که هرکدومشون لطفی جداگانه دارن [گل]