دفتر غزلهایم

مترسک

 

شدم مترسک باغی که کلاغهای نترسیده

هنوز دورو برم هستند وَ میوه های پلاسیده

 

درخت سایه ی من هرگز در آفتاب نمی رقصد

که برگ و شاخه ی خشک اش را نگاه تیز ِتبر چیده

 

به چشم ساده ی خوش بینم که آرزوش عدالت بود

کلاف ِساحره  ، ماری شد به دور ِمعجزه پیچیده

 

نمازخانه ی دردم شد دلی که: پر شده از کینه -

- نیازمند حقیقت بود و از خدا نهراسیده -

 

شکوه رفته به خوابم را چگونه بی تو کنم بیدار

شده هزاره ی دوم که به جرم بدرقه خوابیده  

 

به لطف چشمه ی خورشیدُ حریر برفی باران زا

امید رویش نو بستم به  بذرهای چروکیده

 

 

▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀

ثبت شده در سایت شعر نو 

http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html

 

/ 151 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آذر زمانی

بسیار زیبا بود ...درود

محبوبه رئیسی

از یاد نمی روی با شعرهایت همیشه زنده ای شاعر

معصومه

روحت شاد داداش خوبم

مریم بمی

واااااااااااااای رفتنت دوساله شد

مهدی نخعی مقدم

[گل]

کامران قائم مقامی

عماد عزیزم

محمد قديمي

[گل][گل][گل]

نرگس بابایی

درود شاعر عزیز آمدم که بدانی شاعر تمام شدنی نیست همواره یادش جاری ست روحت شاد ...

شطحیات

سلام آقا عماد حالتون خوبه ؟ تو سایت شعرنو هم اومدم و گفتم باید بیام خونه اصلا هستین صابخونه ؟! فردا پنج پنجه سه سال به سرعت برق و باد گذشت فقط میتونم بگم خیلی زود بود ک برین خیلی همه دلشون واستون تنگ شده مراقب دلتون باشید راستی سلام منم به اوس کریم برسونید بگید زهره گفت چی شد با ؟! [دلشکسته]