آزادی

آزادی

 

بریده سایه ی تیغت گلوی خواب آزادی

که قرمز شد لباس روشن مهتاب آزادی

 

به اشک کودکی در انتظار آب می ماند

حباب گریه ها بر گونه ی بی تاب آزادی

 

نشاط شعله ور در آزمون خواستن یخ زد

فقط عکسی شده انگار پشت قاب آزادی

 

چه بی انگیزه تــرشد شوق پرواز کبوترها

شکسته بالشان را شاید این قصاب آزادی ؟!

 

فضا تسخیر شد .جا مانده ایم انگار از دنیا   

" هنوز اندر خم  یک کوچه " در پرتاب آزادی

 

رهآورد ی که با خود داشت این مجموعه ی چندم !...

شبیه " بی خیالش " بود و  زد زیرآب آزادی  

 

 ▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀

ثبت شده در سایت شعر نو 

http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html



/ 0 نظر / 17 بازدید