ایستگاه سرگیجه

 

ایستگاه سرگیجه 

 

مرور می شوم ولی گناه ِتازه می کنم

مدام ازدوباره اشتباه ِتازه می کنم

 

چقدر خسته می شوم و از روند دائمی

که برهمین دوگانگی نگاه ِتازه می کنم

 

پناهگاه فلسفه شکنجه گاه می شود

به منطق شکسته یی که گاه ، تازه می کنم

 

حضور اختلاف شد دلایلی که در سرم

همیشه از وجودشان گواه ِتازه می کنم

 

چگونه ؟ بگذرم ازین هزارتوی بی نها

یتی که در قضاوتش کلاه ، تازه می کنم

 

و در عبور از مسیر باید و نبایدی

که تا به خود رسیدن ایستگاه،تازه می کنم

 

▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀

ثبت شده در سایت شعر نو 

http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html

 

 

/ 0 نظر / 20 بازدید