ممنون که آمدی

ممنون که آمدی

 

تا در مسیر رفتن ِما عشق ناپدید

شد، با هجوم باد مخالف که می وزید

  

بذر درخت تازه شدن بارور نشد

تا گاو پسگرا ی زمین داشت می چرید

 

در ذهن باغ ، زخم مترسک نشسته بود

وقتی کلاغ قصه به هر شاخه می پرید

 

حتی حباب هم نشده ، محو شد خیال

از بس کشید صورتی از ماضی بعید

 

وقتی که سایه ها همگی پابرهنه اند

گوش من و تو پر شده از لرزه های بید

 

ممنون که آمدی نفسم داشت می گرفت

پشت غروب پنجره ی خیس و نا امید

 

 

▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀

لینک شعرم در مجله ی ادبی هجوم

http://www.shereno.com/11576/11154/142001.html



 

/ 6 نظر / 17 بازدید
حسن علی زاده

سلام دوست عزیز مشایی خوش تیپ! دعوتی به خوانش غزل تازه م به اظهارلطف وافتخارنقدسازنده ت.سپاس!

مریم بمی

زززززززززززززیبا

هوشنگ

سلام استاد گفته بودم دوست دارم میدونی چقد دوست دارم یه عالمه یه عالمه دوست دارم.

303

salam sherat zeba bud raste vase sher mara dar yab un shr aslan mal un aga nest sher male ostad pur kohane

رضا محبي راد

مرگ را باور نمي كنم [نگران]

دلجویی

درود بر روح پاک و روان مطهر عماد عزیز ... نمیدونم این وبلاگ غنی از اشعار عماد بزرگوار و چه کسی سرپرستی میکنه... امید که پیوسته دلتون شاد و موفق باشین... خبر، سخت سنگین و غمبار بود خبر ، باورش سخت دشوار بود خبر، اینچنین بود، فوت ، عماد... عمادی که از عشق سرشار بود ======= اسطوره ی اعتماد را می بردند گلواژه ی « ان یکاد» را می بردند بر بال فرشته های شاعر دیدم تا اوج خدا ، عماد را می بردند =====